پژوهشكده تحقيقات اسلامى

37

سرداران صدر اسلام (فارسى)

ايشانيم‌و گرچه اين گروه متخلف در سبقت در اسلام از ماپيشند ، ولى دربيعت باتوهمگى شريك هستيم . بيعت با تو امرى عمومى و فراگير بود ، هر كه عليه آن كار شكنى كند ، اخلالگر و عيبجوست . كسانى را كه قصد نا فرمانى دارند بازبان ، نكوهش كن و در صورتى كه اين اقدام مؤثر واقع نشود ، آنان را به زندان تأديب بيفكن . » اميرمؤمنان درپاسخ فرمود : « نه ، من‌آنان رابه راى ونظر خودشان رهامىكنم . » آنگاه على ( ع ) با جمعى از مهاجران و انصار از مدينه خارج شد ، وقتى كه در ربذه « 1 » فرود آمد به آن حضرت خبر رسيد كه عايشه راه بصره در پيش گرفته است . على عليه السلام تصميم گرفت تا زمان آمادگى كامل جهت رويارويى با دشمنان در ربذه توقف كند . بسيج عمومى اميرمؤمنان على ( ع ) محمد بن ابى بكر و محمد بن جعفر را به منظور بسيج نيروهاى مردمى به كوفه اعزام كرد . آن دو تن نامه اى از على ( ع ) براى ابوموسى اشعرى حمل مى كردند و در نامه از ابوموسى خواسته شده بود كه سلاح و نيرو جهت يارى آن حضرت بفرستد . ابوموسى مردى بود منافق و بسيار خبيث كه از دوران عثمان فرماندارى كوفه به وى سپرده شده بود . وقتى على ( ع ) به خلافت رسيد ، خواست اورا از حكومت كوفه عزل كند ، ولى اشتر از آن حضرت خواست تا زمان روشن شدن اوضاع و احوال ، وى را در مقام خود باقى گذارد . محمدبن ابى بكر و محمد بن جفعر به كوفه رسيدند و نامه على ( ع ) را به ابوموسى دادند . او به مسجد رفت و بر فراز منبر قرار گرفت و مردم را به خانه

--> ( 1 ) . ربذه در فاصله سه ميلى از شرق مدينه است : مؤلف .